ميخواهم  بگويم ......
فقر  همه جا سر ميكشد .......
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......
فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......
فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....
فقر ،  همه جا سر ميكشد ........
فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..
فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ..
 
 
دکتر علي شريعتي

 



 نگاشته شده توسط Alireza Meybodi در چهارشنبه 24 آبان 1391  ساعت 06:36 ب.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :4
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

POWERED BY RASEKHOON.NET