http://upir.ir/bahman93/246.gif

 از آنجا كه گرفتن سندى مبنى بر بازگرداندن فدك، دلیلى بزرگ بر حقانیت فاطمه علیهاالسلام به اقرار خصم بود و مُهر غاصبیت را بر پیشانى آنان مى‏زد، باید تلاشى در این باره صورت مى‏گرفت، اگر چه در مرحله‏ى بعد آن سند و مدرك پاره شود و مورد اهانت قرار گیرد، چرا كه هر رفتار نامطلوب با نوشته‏ى غاصب ضربه‏اى بر پیكر خود اوست.
لذا براى بار سوم حضرت زهرا علیهاالسلام به دستور امیرالمؤمنین علیه‏السلام نزد ابوبكر رفت.
استدلال حضرت زهرا علیهاالسلام نزد ابوبكر

امیرالمؤمنین علیه‏السلام به حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: نزد ابوبكر برو در حالى كه تنها باشد، چرا كه از عمر زودتر منفعل مى‏شود. نزد او برو و چنین بگو: ادعاى مقام پدرم و خلافت او را كرده‏اى و جاى او نشسته‏اى؟ اگر فدك ملك تو هم بود و من از تو مى‏خواستم كه آن را به من ببخشى بر تو واجب بود آن را به من بدهى.
حضرت زهرا علیهاالسلام نزد ابوبكر آمد و این مطالب را به او فرمود.
نوشتن سند براى ارجاع فدك

ابوبكر گفت: «راست مى‏گویى». سپس ورقه‏اى خواست و بر آن نوشته‏اى مبنى بر بازگرداندن فدك نوشت.
حضرت زهرا علیهاالسلام نوشته را برداشت و از نزد ابوبكر بیرون آمد.
محو و پاره كردن سند توسط عمر

عمر به آنحضرت رسید و گفت: اى دختر محمد، این نوشته‏اى كه همراه توست چیست؟ فرمود: نوشته‏اى است كه ابوبكر براى برگرداندن فدك برایم نوشته است. گفت: آن را به من بده. ولى حضرت ابا كرد و آن را نداد.
در اینجا عمر براى گرفتن كاغذ جسارتى عظیم به حضرت زهرا علیهاالسلام نمود كه قلم در اداى آن گریان و زبان از گفتن آن شرمنده است. (1)
به قیمت اهانت به ساحت اقدس بانوى جهان، عمر نوشته را از آن حضرت گرفت و ابتدا با آب دهان نوشته‏ى آن را محو كرد و سپس آن را پاره نمود. (2)

1
2ـ بحارالانوار: ج 29 ص 192

 نگاشته شده توسط Alireza Meybodi در سه شنبه 26 اسفند 1393  ساعت 09:22 ق.ظ
نظرات 1 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET