http://s5.picofile.com/file/8106420950/aksgif_ir_rasool_akram_gif_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B56002.gif

معجزات حضرت محمد صلی الله علیه و آله چیست؟ 1. طبق قرآن (شق القمر) هنوز اتفاق نیفتاده است. 2. داستان معراج پیامبر قابل رویت و اثبات برای انسان های معمولی نبوده است. 3. طبق كتاب زیر خود قرآن نمی تواند یك معجزه باشد چون پر از تناقضات و اشتباهات است.

 

در رابطه با بند اول پرسش باید گفت كه: در تاریخ معتبر برای پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله بیش از چهار هزار معجزه ثبت شده است و تنها معجزه ایشان منحصر در شق القمر و یا قرآن و معراج نیست،این معجزات را هم علمای اهل سنت نقل كرده اند و هم علمای شیعه، شیخ عباس قمی از محدثین شیعه از مناقب ابن شهر آشوب نقل كرده كه وی چهار هزار و چهارصد و چهل معجزه از پیامبر اكرم نقل كرده كه با مراجعه به كتب مربوطه می توانید آنها را مطالعه كنید كه از جمله آنها شق القمر، ردّ شمس، نزول باران، نازل كردن مائده های آسمانی و طعام آسمانی، زنده كردن مردگان، شفای بیماران و... كه شرح و توضیح آنها در این مختصر نمی گنجد.(1)
اما راجع به «شق القمر» باید گفت: این مطلب صحیحی نیست بلكه تاریخ گواه این است كه اتفاق افتاده و از معجزات نبی اكرم است این قضیه را الموفق بن احمد خوارزمی در كتاب المناقب خویش، ابی عبدالله بن حمران الخصیبی در «كتاب الكبری»،(2) و اسماعیل باشا البغدادی در كتاب «هدیة العارفین» نقل كرده.(3) هم چنین در كتب روایی هم بسیار نقل شده مثل بحارالأنوار مجلسی هم چنین در كتب تفسیری نیز نقل شده است، در تاریخ آمده ابن عباس گفت: «مشركان جمع شدند و خدمت رسول گرامی اسلام ص آمدند و همگی گفتند اگر راست می گویی برای ما ماه را نصف كن، پیامبر اكرم فرمودند: اگر این كار را كنم ایمان می آورید» همگی گفتند آری، سپس نبی اكرم ص از خدای خویش نسبت به این عمل اذن گرفت، سپس ماه را به دو نیم كرد و فرمودند: فلانی و فلانی و فلانی، همگی شاهد باشید، این قضیه توسط ابن مسعود،عبدالله بن عمر، انس بن مالك، حذیفه ابن ایمان، جبیر بن مطعم نیز نقل شده.(4) و به نحوی مشهور است كه اجماع مسلمین بر آن است و مورد اتفاق جمیع مسلمین، مؤید آن نیز آیات قرآن است كه به این داستان اشاره دارد و بعداً خواهیم گفت قرآن معجزه و سخن الهی است.

 در نتیجه اولا: «شق القمر» معجزه نبی اكرم است و اتفاق افتاده و تاریخ گواه این مطلب است، ثانیا: معجزات ایشان منحصر در همین معجزه نیست بلكه هزاران معجزه دیگر هم داشته اند كه در تاریخ ثبت گردیده است.
اما راجع به سئوال دوم كه معراج قابل رؤیت و اثبات نیست، باید گفت: اولا: ما معراج را معجزه و دلیل بر صدق نبوت نمی دانیم كه عدم اثبات آن باعث كذب نبوت گردد، بلكه معراج بعد از به پیامبری رسیدن حضرت محمد رخ داد و تنها، دلیلی بر فضیلت و مقام و منزلت بالای حضرت در درگاه الهی است. ما نبوت حضرت را با ادله دیگری اثبات می كنیم و همان طور كه در قسم اول سئوال گذشت بیش از 4 هزار معجزه از ایشان ثبت گردیده، هم چنین معجزه باید با درخواست مردم و دلیلی بر صدق ادعای نبوت ایشان باشد در حالی كه داستان معراج به درخواست الهی و بدون درخواست كسی از مردم صورت گرفت و تنها گویای مقام بی نظیر و ولای نبی اكرم ـ ـ است. ثانیا: معراج پیامبر اكرم با عقل و برهان و یا با ثبت در تاریخ قابل اثبات نیست، چون كسی به جز خود حضرت از آن خبر ندارد.

 از طرفی ما معتقدیم پیامبر اكرم بلكه تمام پیامبران معصوم از خطا و اشتباه بلكه معصوم از گناه و معصیتند، زیرا خداوند سبحان پیامبر اكرم را برای هدایت و به كمال رسیدن انسان فرستاده است و وی وظیفه دارد راه های به كمال رسیدن از جانب خدای سبحان به انسان را برساند، در نتیجه اگر این پیامبر در دریافت وحی و ابلاغ آن، خطایی داشته باشد، نقض غرض الهی است و با حكمت الهی سازگار نیست، هم چنین اگر پیامبری مرتكب گناه شود چون مردم او را نماینده خداوند سبحان در زمین می دانند، به تصور اینكه این عمل جایز است و نیكو آن را انجام می دهند و باز در گمراهی می افتند و باز نقض غرض الهی است.(5) در نتیجه تمام پیامبران بالأخص وجود نازنین نبی اكرم باید معصوم از گناه و معصیت و خطا و اشتباه باشند و یكی از موارد گناه، دروغ است و ایشان باید از دروغ مبرّا باشند، لذا اگر از واقعه ای خبر داد مثل معراج قطعا در مدعای خود صادق است، همان طور كه در خبر از احكام الهی صادق است و قابل قبول. از طرفی وقایعی در زمان معراج رخ داد كه در تاریخ ثبت شده و می تواند مؤیدی بر معراج باشد و آن اینكه حضرت در برگشت از معراج در بیت المقدس فرود آمد و راه مكه را در پیش گرفت و در بین راه به كاروان بازرگانی قریش برخورد كرد، كه شتر خود را گم كرده بودند و از آب آنان خوردند و سپس به منزل «ام هانی» فرود آمدند. قریش كه طبق عادت دیرینه خود به تكذیب پیامبر پرداختند و از او خواستند ساختمان بیت المقدس را تشریح كند حضرت نه تنها ساختمان را تشریح كردند بلكه از حوادث میان راه سخن گفتند و فرمودند: در میان راه به كاروان فلان قبیله برخورد كردم كه شتر خود را گم كرده بودند و من نیز از آب آنها خوردم، در نقطه ای به گروهی برخوردم كه شتری از آنها رمیده و دست و پایش شكسته شده بود. قریش گفتند از كاروان قریش به ما خبر بده: حضرت فرمودند آنها را در «تنعیم» دیدم و شتر خاكستری رنگی پیشاپیش آنها حركت می كرد و كجاوه ای روی آن گذارده بودند و اكنون وارد شهر مكه شدند. قریش بعدا فهمیدند تمام اخبار ایشان قطعی و صادق است.(6)
در نتیجه در اتفاق افتادن داستان معراج شكی نیست. و مؤید این مطلب نیز آیاتی از قرآن است كه به داستان معراج اشاره دارند،(7) البته ما در سئوال سوم اثبات خواهیم كرد كه قرآن معجزه، سخن خدای تبارك است و جای هیچ گونه شبهه ای در آن نیست.

 اما راجع به سئوال سوم : ما مسلمانان معتقدیم معجزه جاوید نبی اكرم و اشرف معجزات قرآن است، زیرا، تعریف معجزه این است: «كاری خارق العاده كه منشأ خدایی دارد و با استفاده از اسباب طبیعی نمی توان آن را انجام داد، همراه دعوای نبوت».(8)

 پس معجزه گواهی بر حقانیت و صدق ادعای پیامبر است و حكمت خدا بر این اقتضاء می كند كه چنین نیرویی به پیامبر خویش عطا فرماید كه او را بشناسد و از او تبعیت كند.

 حال وقتی به قرآن مراجعه می كنیم: در جای جای قرآن این تحدی وجود دارد و مردم را به مبارزه دعوت كرده كه اگر در این كتاب شك دارید كه معجزه است و گواهی بر صدق نبی اكرم ابتدا می فرماید: 10 سوره سپس می فرماید یك سوره مثل آن بیاورید.(9) و حال آنكه قوی ترین ادیبان عرب و شاعران عرب در زمان پیغمبر اكرم بوده اند كه شعرهای آنان به عنوان معلقات سبع معروف بوده است ولی در برابر قرآن سر تعظیم فرود آورده و اعتراف كردند كه این سخن آدمی نیست و تا به حال نیز همانند آن آورده نشده است و آن چه را كه ادعا شده توسط مفسرین و علمای دین پاسخ داده شده كه هیچ ارزش بلاغی و محتوایی در برابر قرآن نداشته اند.(10)

 پس دلیل ما بر اعجاز قرآن تحدی و مبارزه طلبی و عجز بشر از آوردن مثل آن است، هم چنین محتوای عمیق مملو از مسائل عالیه بشری و خبر از آینده وخبر از قیامت و آخرت و هزاران مسائل مختلف است. اما راجع به تناقض هایی كه اشاره كرده اید باید گفت: این موارد در ابتدای امر و با دید عرفی ممكن است تعارض به نظر آید ولی با كمی دقت این تعارض رفع می گردد و علمای دین و مفسرین قرآن به همه آنها پاسخ داده اند. بسیاری از آیات ادعا شده از نوع مطلق و مقیداند، و یا از نوع ناسخ و مسنوخ و یا عموم و خصوص و یا دید فلسفی نیاز دارند تا فهمیده شوند، البته این موارد در عرف ما انسان ها نیز جریان دارد، گاهی حرفی می زنیم سپس بعد از چند روز چند نفر را از آن قاعده كلی استثنا می كنیم اینكه تعارض نیست. به طور مثال یكی از مواردی كه ادعای تعارض شده این است كه خداوند سبحان در قرآن در بعضی از آیات كارها را به خود نسبت می دهد و در بعضی دیگر آنان را به دیگران مثلا در بعضی می فرماید ملائكه الهی مسئول موت هستند و جان ها را قبض می كنند و در جایی دیگر می فرماید ما خود، آنها را قبض می كنیم.

 از این قبیل آیات در قرآن زیاد دیده می شود و آنان كه با مسائل فلسفی آشنایی ندارند، گفته اند اینجا قرآن تناقض گویی كرده است. اما جواب این است كه خداوند جهان را بر اساس نظام علّیت آفریده است و هر موجودی را اثری داده و این اثر نیز حقیقی است و اسنادش به آن موجود نیز حقیقی یعنی مثلا آتش واقعا می سوزاند، یخ حقیقتا خنك می كند، اما در عین حال كارگزاران خدای سبحان و مجرای ربوبیت مطلقه رب العالمین هستند لذا وجودی مستقل و اثری مستقل از ذات باری تعالی ندارند و در عرض او نیستند. زیرا ربوبیت او نامحدود است و دیگر جایی برای غیر نمی ماند، پس آنچه ما مستقل می پنداریم در واقع غیر مستقل و وابسته به ذات باری تعالی است، در این صورت همه موجودات الهی وجه الله، جندالله و مرأت او هستند، لذا مانعی ندارد كه هم به خود نسبت دهد هم به آن شی، یعنی ذات باری تعالی در عین آنكه فعل و اثری را به فاعل آن نسبت می دهد، استقلال را از آن سلب كرده خود را تنها فاعل جهان معرفی می كند.(11) و دیگر تعارض ها نیز همگی قابل رفع اند و باید به علمای این فن رجوع شود.

 و صرف وجود آن در اینترنت باعث نمی شود باور كنیم و دست از اعتقادات خود برداریم، بلكه باید دنبال جواب بود و از اهل فن آن پرسید.

                                           مرکز مطالعات حوزه علمیه قم


پاورقی:

1. المؤمق ابن احمد خوارزمی، المناقب، انتشارات موسسه نشر اسلامی، 1411ق، ص307.
2. ابی عبدالله بن حمدان الخصیبی، الهدایة الکبری، بیروت، موسسه البلاغ، 1411ق، ص73.
3. اسماعیل باشا البغدادی، هدیة العارفین، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ج1، ص148.
4. طبرسی، مجمع البیان، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1384ش، ج10 ـ 9، ص289.
5. ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی، معاونت پژوهش انتشارات نصایح، 1380ش، ج2، ص44.
6. سبحانی، جعفر، فرازهایی از زندگی پیامبر اکرم(ص)، نشر مشعر، دارالحدیث، 1382ش، ص170.
7. ، آیات اولیه سوره اسراء . نجم : آیات 7 تا 11.
8. عقاید استدلالی، همان، ج2، ص35.
9. بقره : 24.
10. برای مطالعه بیشتر می توانید به کتب کلامی مثل: محاضراته جعفر سبحانی، بدایة المعارفه خرازی مراجعه کنید.
11. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، 1381ش، ج1، ص170.

 نگاشته شده توسط Alireza Meybodi در دوشنبه 8 آذر 1395  ساعت 10:37 ق.ظ
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET